خرید بک لینک
دلیل فعالیت کمم اینه که باز توییتر فعال کردم دائم اونجام.حال روحیم الان جالب نیست. یه عالمه فش و توهین و جریان سازی خوندم که به حجاب و چادریا شده بود. در برادر نشانه هایی از ضد انقلابی میبینم. حس میکنم ضعیف شدیم. جریان مذهبی رو میگم. اما از طرفی مطمئنم ما هیچوقت ضعیف نمیشیم. جریان مذهبی رو میگم. دین از ما محافظت میکنه.کلی هم چیز میز نوشتم.که سر فرصت کپی میکنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: سه شنبه 15 اسفند 1396 ساعت: 7:18

بهترین کتابی که خوندی رو کامنت کن

بهترین فیلمی که دیدی

بهترین موزیکی که شنیدی

بهترین ادمی که میشناسی

بهترین غذای دنیا

بهترین برند لباس گوشی جواهرات فرقی نمیکنه

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 13:06

اعلام وضعیتِ
اخه کی اینا رو میبینه؟!


پاسخ:
ر بده پیشانیِ قشرِ فرهیخته ی کلِ فامیل

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 0:28

این فرشته های خوب و بد که روی شونه های چپ و راستم هستن این مدت دیوونه ام کردن:'(

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 3:03

سه روز روزه گرفتم
آیه خوندم و کلی بعد از نمازهام دعا کزدم
دلم روشنه
خلاص

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 3:03

نمیدونم چرا اینقدر دلشکسته ام امشب.امروز روز خوبی بود صبح وقتی همه خواب بودن بیدار شدم. مسواک زدم صبحانه خوردم فیلم دیدم موزیک گوش دادم کتاب خوندم کمد میز روی میز و کمد وسایل و کتابارو مرتب کردم و به داداش تحویل دادم تا وسایلش رو توش بزاره. خوشحال بودم. ورزش کردم. حتی اونقدر انرژی داشتم که گفتم من ظرفارو میشورم. اما الان.. خسته ام. دلم شکسته. نتونستم یه سوال تابع سال چهارمی رو تو گروه حل کنم از صد نفر هم کمک خواستم سارا گروه خودمون داداش ولی حل نشد. بعد از چند روز باز از ته دل گفتمش.. آخ.. درد دارم. دو روزه نماز نخوندم نمیدونم چه مرگمه. سه روز روزه گرفتم بخاطر چیزایی که توی اینستا و توییتر خونده بودم. اون سه روز خیلی ابرومند برگزار شد نماز دعا مناجات دعای عهد بیداری در بین الطلوعین قران معنی تفسیر تحقیق. بعد از نماز پانزده دقیقه با خدا حرف میزدم. لذت بخش ترین قسمت ماجرا بود. باهاش گریه میکردم. یه بارم خندیدم. اونم خندید. خدا. ولی سقوط کردم. از جمعه صبح که برای نماز بیدار شدم نماز خوندم و توی تخت به اتفاقات بد به تحقیر شدن و سختی فکر کردم و بعد ساعت 11بیدار شدم و رفتم کمک مامان گوست چرخ کردم و از تمام برنامه هام عقب موندم و بعد مامان گفت تنهایی که نمیتونه کلی کار انجام بده باید برم کمکش کنم و منم زدم زیر همه چیز موهامو بستم و رفتم کمکش و بداخلاق شدم تمام روز تا وقتی که داداش اومد. سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 3:03

ما با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد،
هر کس با ماست بسم الله..
و هر کس با ما نیست خداحافظ..

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 20:12

خدایا از تو باید پیش کی شکایت برد؟ خدایا من از تو شاکی ام.. تو امامم رو غایب کردی. من اونو نمیبینم من نمیدونم اون کجاست.. کسی نیست منو هدایت کنه.. تردید ریشه هام رو خورده.. ارامشم رو گرفته.. بیماری منو از پا دراورده.. و من هیچکس رو ندارم.. نه پدری و نه خواهری و نه مادر دلسوزی.. تو مگر از مادر برای من دلسوزتر نیستی؟ جمله های امشبش رو شنیدی؟ یا سمیع یا علیم.. تو چرا منومیبینی ناله و اشک هام رو میبینی و میشنوی زجر و تحقیرهام رو میبینی تنهایی هام رو میبینی ولی حتی یه جمله برای دلسوزی بهم نمیگی؟ یا سمیع و یا بصیر.. اگر امام داشتم اما پیامبری داشتم الان ازش میخواستم منو هدیت کنه و شفا بده.. اون حتما هر دو رو بهم میداد هم شفا هم هدایت.. اون حتی به دشمنش هم مهربان و دلسوز بود.. اما تو چی؟ هم امامم رو از من گرفتی هم منو نادیده گرفتی.. من مگر بنده تو نیستم؟ مگر نمیبینی که جز تو هیچکس رو ندارم.. مگر نمیبینی هیچکس به داد من و دنیام نمیرسه؟ خدای ابراهیم! خدای موسی خدای عیسی خدای محمد (صلی الله علیه واله و سلم) خدای رحمت للعالمین خدای علی (علیه السلام) پدر یتیمان خدای فاطمه خدای حسن کریم حدای حسین شهید.. یا حمید بحق محمد یا عالی بحق علی یا فاطر بحق فاطمه یا محسن بحق حسن و یا قدیم الاحسان بحق الحسین (علیه السلام) به ابروی امام غایبم مهدی (عج) که محرومم کردی از وجود پاک و مهربانش قسمت میدم اگر قراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 20:12

خدایا شکرت که هرجا میرم باز برمیگردم پیش خودت..
خدایا تو امشب باز هوای اقا امام عصر بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه رو به سرم انداختی..

خدایا تو اون حدیث رو اتفاقی جلوی چشمم اوردی که باید به مشیت خدایا راضی باشیم..

خدایا تو این جمله رو بهم الهام کردی "هرگاه خواستید کسی به یاد شما باشد به یاد من باشید زیرا من همواره به یاد شما هستم."

خدایا یک کلام "شکرت" به عدد وزن عرش عظیم..

شکر..

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 20:12

سلام.
مادرم به شدت بیماره درمانی براش نیست.
هرکسی که هستی و اینو میخونی برای سلامتی مادرم دعا کنید.
خیلی داغونم!

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 20:12

خدای مضطرین مامانم رو خوب کن.

یا امام رضا یا امام رئوف..

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 20:12

دیشب ساعت 10.5 مامان رفت تهران. نگین و مامانش اومدن پیش من. شهر شلوغه. نگرانم. برای شهر. برای انقلاب. برای ارمان هام. برای جنگیدن. احساس میکنم ترسیدم. ساعت 9:45 صبح بیدارم کرد خانم مرادی. رفتن. زنگ زدم مامان. برنداشت. دوباره زنگ زدم. برنداشت. صبحانه خوردم. زنگ زدم. برنداشت. نگران شدم. اون فیلم رو پلی کردم. همون فیلمی که اما واتسون توش اسمش "سَم" هست. یه عالمه سکانس بوسه دیدم. قبلا به این صحنه ها که فیلم میرسید میزدم جلوتر. این صحنه هارو نمیدیدم. اما امروز. حالم بود. نگران بودم. ترسیده بودم. شاید فکر کردم باید ذهنمو منحرف کنم. دیدم. شاید همه رو. تلفن زنگ زد. مامان بود. گفت خواب بوده. خوشحال شدم. پر شدم. باهم حرف زدیم. گفت ساعت 2 باید بره بیمارستان. از پشت تلفن بغلش کردم. جوری که متوجه نشه. شاید دلمون نمیخواست قطع کنیم. خونواده ی جدی و ماخوذ به حیایی هستیم. دیشب فکر میکردم کاش یه شب مامان بغلم کنه و تو بغلش بخوابم. قبلنا یه شب که از چیزی ترسیده بودم بغلم کرد و بغلش خوابیدم. یادم نیست از چی ترسیدم. قطع کرد. خوشحال بودم. خیلی پر شده بودم. چند ثانیه از ادامه فیلم رو دیدم و.. هه. پاشدم روبروی آینه با خودم حرف زدم. هر وقت تنهام. هر وقت خوشحالم. و هر وقت فکر میکنم خیلی خوشگل شدم توی اینه با خودم حرف میزنم. البته این که با خودم حرف میزنم جمله درستی نیست. توی اینه با کسی یا کسایی که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 20:12


تو با تمسخر غیر مستقیمت توی توییتر منو به قتل رسوندی.
این بار سوم بود.

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 20:12

خدای من..
باورم نمیشه..
سید رفت..
فوت کرد..

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 20:12

بسمه تعالیجناب اقای نماینده مجلسسرکار خانم قائم مقامجناب اقای رئیسخاله و خاله زاده های محترماینجانب جولی لیپن فرزند پدر مرحومم به استحضار میرساند بنده تحت هیچ عنوانی #تَکرار_میکنم تحت هیچ عنوانی با رابطه و پارتی بازی مشغول به کار نخواهم شد و کسب روزیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 5:07

صفحه بندی